معرفی
قلعه مارکوه رامسر | بامی سبز رو به دشت و دریا
کم و بیش همه ما بارها به شمال ایران سفر کردهایم.
آب و هوای معتدل و به نسبت مرطوب، سرسبزی، حاصلخیزی و نزدیکی به دریای خزر همه از جاذبههای استانهای شمالی کشورمان هستند که کمابیش در تمام تعطیلات سال میلیون ها مسافر را به سمت خود می کشانند.
برای آنها که بارها به شمال سفر کردهاند شاید بسنده کردن به سرسبزی و تماشای دریا دیگر کمی کسلکننده شده باشد.
اگر یکی از کسانی هستید که در سفر به شهرهای شمالی در جستجوی تفریحات و جاذبه هایی تازه هستید با ما همراه شوید.
مقصد امروز ما جایی در محدوده تنکابن و رامسر است یعنی غرب مازندران.
این منطقه از قدیمیترین مناطق توریستی شمال ایران است و به ساحلهای تمیز و سنگیاش مشهور است؛ اما ما قرار است کمی از ساحل فاصله بگیریم و به سمت کوه پیش برویم.
کوهی که از دوردست کاملا پیداست.
امروز به دیدن مارکوه و قلعه اش میرویم تا پا بر بام رامسر بگذاریم. آنچه در بلندترین نقطه این قلعه انتظار ما را می کشد نمایی 360 درجه از دریا، دشتهای سرسبز، خانههای رنگارنگ ویلایی و روستایی، چایکاریها، باغها و کوههاست.
همراه شاهزاده رزرو باشید در سفر به قلعه مارکوه…
چرا قلعه مارکوه؟
- از این قلعه سنگی و تاریخی بازدید میکنید و بر فراز برج و باروهای آن قدم میگذارید.
- چشماندازی از دشت تنکابن و رامسر، ویلاها و روستاهای حاشیه نسارود، شالیزارها، چایکاریها، باغهای مرکبات و دریای خزر را تماشا میکنید.
- این قلعه مسیر کوتاه و دسترسی آسانی دارد.
- فرصت پیادهروی در مسیر پلکان سیمانی قلعه را خواهید داشت و از میان باغها و درختان سرسبز عبور می کنید.
- این قلعه به جاذبههای گردشگری رامسر و اطراف آن نزدیک است.
آشنایی با قلعه مارکوه | همین نزدیکی اما کمتر شناختهشده
برای کسانی که زیاد به شمال سفر میکنند رامسر مقصد آشنایی است.
بارها احتمالا آنجا اقامت و یا از این شهر دیدن کرده باشید؛ اما تعداد کمی خبر دارند همان حوالی قلعهای وجود دارد که از فرازش میتوان همه منظره دریا و دشت تنکابن و کوههای رامسر را تماشا کرد.
قلعه مارکوه برفراز کوهی به همین نام قرار گرفته و تاریخ درباره آغاز به ساختش ساکت است.
از ظاهر بنای کنونی میتوان گمانه زد که به پس از اسلام تعلق داشته باشد.
این بنای سنگی که امروز تنها برجهای نگهبانیاش باقی مانده 260 متر از آبهای آزاد بالاتر است و یکی از آثار ملی ایران به شمار میرود.
قلعه مارکوه در گذشته 600 مترمربع مساحت داشته و کاربرد آن نظامی بوده است.
برای بازدید از این قلعه که محلیها به آن “مَرکو” میگویند باید یک پلکان سیمانی با 311 پله کوتاه را پشت سر بگذارید؛ مسیری هموار که از لابهلای پرچین باغها، بوتهها و درختان انجیلی، بلوط، شمشاد و ازگیل می گذرد.
پیمودن این مسیر اما بسیار آسان است و حدود 15 دقیقه طول میکشد.
وقتی تازه کمی گرم شدهاید و برایتان سوال میشود که تا قلعه چه قدر مانده است؛ ناگهان با یک برج بلند سنگی روبرو میشوید که با دور زدن آن از سمت جنوب شرقی پا به محوطه باقی مانده از قلعه میگذارید.
آنچه امروز از این قلعه به جای مانده حصارهای بیرونیاش است.
سه تا از برجهای نگهبانی را هم خواهید دید؛ یکی از اتاقهای قلعه نیز بازسازی شده که محل سکونت نگهبان این بنا است.
بازدید از مارکوه بیش از آنکه یک سفر تاریخی باشد یک گردش تفریحی در طبیعت است چرا که امروز دیگر از شکوه قلعه چیز زیادی باقی نمانده و بیشتر کسانی که به دیدن قلعه مارکوه میروند تماشای مناظر از فراز کوه را قسمت دوست داشتنی سفر خود میدانند.
از طرف دیگر مسافران شمال بیشتر به جستجوی طبیعت و هوای خوب هستند که این مقصد را انتخاب میکنند.
کمی بیشتر درباره معماری قلعه مارکوه و پیشینهاش
قلعه مارکوه با شماره 3484 در اسفندماه سال 1379 به عنوان یک اثر تاریخی، در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
متاسفانه بخش زیادی از قلعه باقی نمانده و تقریبا بدون هیچ محافظت یا مرمتی به حال خود رها شدهاست.
امروز اگر به دیدن این قلعه بروید این بخشها را خواهید دید:
1- ورودی در قسمت شمال شرقی
2- اتاق بازسازی شده از سنگ لاشه و ملات سیمان؛ محل سکونت نگهبان فعلی بنا
3- بقایای چند اتاق
4- پلکان بنا که مسیر دسترسی به برج های جنوب شرقی و جنوب غربی را فراهم می کنند.
در سالهای اخیر پژوهشهایی انجام شده تا این ظرفیت زیبای گردشگری احیا شود و پس از مرمت و بازسازی به عنوان بام رامسر مورد بهره برداری قرار گیرد.
امید است که این فعالیت با دقت به ظرافتهای مرمت بناهای تاریخی و بدون آسیب زدن به قلعه موجب رونق بیشتر گردشگری منطقه باشد.
موقعیت مارکوه به آن چشمانداز بیمانندی رو به دریای خزر، مزارع برنج، مرکبات و باغهای چای ،تپه ها و ارتفاعات سرسبز البرز و روستاهای اطراف و رودخانه نسارود بخشیده است که میتوان ازین ظرفیت بهتر بهره گرفت.
پیشینه قلعه مارکوه
اولین اشاره به این قلعه، در منابع مکتوب تاریخی، همانند بسیاری از قلعههای ایران به دوره اسماعیلیان (1) مربوط است؛ کسانی که حکومتشان بر قله کوهها و قلعهها پایه گذاشته شده بود.
مبارزان و فداییان اسماعیلی از الموت به این منطقه آمدند و قلعه را محاصره کردند.
آنان که با در اختیار گرفتن الموت به راه ابریشم تسلط یافته بودند با تسخیر این قلعه بر منطقه گیلان حاکم شدند.
میگویند در روزگاران گذشته فضای قلعه بهاندازهای بوده است که 100 سرباز را در خود جای میداد.
آب مورد نیاز قلعه را با توجه به کوزههای سفالی پیدا شده احتمالا از چشمههای دور می آوردند. همچنین یک سرداب در وسط قلعه پیدا شده است که پیشتر تصور میشد تونلی مخفی به یک باغ در نزدیکی ساحل است تا ساکنان قلعه از آن فرار کنند. اما بعدها متوجه شدند تونلی در کار نیست و این بخش زیرزمینی، تنها آب انبار بوده است. درون قلعه یک چاه نیز وجود دارد.
میرزا حسن خان اعتماد السلطنه، از نویسندگان و جغرافیدانان مشهور دوره ناصرالدین شاه قاجار، مارکوه را از نزدیک دیده است و دربارهاش در کتاب مرآت البلدان مینویسد :
“در تنکابن کوهی است موسوم به مارکوه و دخمههای متعدد و شبپرههای زیادی در این دخمهها هست که خود را به آدم و چراغ می زنند و مانع از دخول به دخمهها میباشند. بالای آن کوه، جایی است مشهور به نقاره خانه، هرگاه سنگی بر آن موضع بزنند صدایی مثل طبل حادث می شود و تا نیم فرسخ آن صدا می رود.”
به نظر میرسد آنچه اعتمادالسلطنه توصیف میکند بخشی از معماری نظامی قلعه بوده و برای اعلام خطر کاربرد داشته که هماکنون از میان رفته است.
برای تعیین عرصه و حریم قلعه پژوهشهای اولیهای صورت گرفت. با توجه به اشاره منابع تاریخی و شباهت ساختاری قلعه به بناهایی مانند قلعه بابک مشخص شد که پیشینه مارکوه به سده سوم هجری میرسد. از سوی دیگر نتایج کاوش های اولیه نیز حکایت از سکونت انسان از حوالی قرن 3 هجری قمری در این قلعه دارند.
برخی گمانه زدهاند که شاید قلعه پیشینهای باستانیتر داشته باشد؛ اما مستند باستانشناسی یا سند مکتوبی برای این فرضیه در دست نیست.
آنچه از منابع تاریخی میدانیم این است که قلعه کاربرد نظامی استراتژیک داشته و در قرن سوم تا ششم هجری قمری و سپس بار دیگر در قرن هشتم هجری استفاده شده است و سپس به دلایل نامعلومی ساکنانش آن را ترک کردهاند.
پس از آن نیز قلعه برای همیشه متروک ماند.
معماری قلعه مارکوه
فوندانسیون یا شالوده بنای قلعه در واقع صخرهای یکپارچه و طبیعی از جنس آهک است.
پلان کلی قلعه مستطیل شکل با ضلعهای تقریبا مساوی و زاویه های نزدیک به قائمه و در جهت شمالغربی- جنوبشرقی ساخته شده است.
در کاوشهایی که هنگام ساماندهی محوطه صورت گرفت، چند فضای داخلی شامل راهرو، دهلیز، برج و مردگرد (1) تشخیص داده شد.
طول ضلع شرقی قلعه 70 متر و ارتفاعش 30 متر و طول ضلع غربی آن 9 متر است.
ضلع شمالی با سنگی که در امتداد آن قرار دارد به دو قسمت تقسیم می شود : قسمت غربی آن 80 متر و قسمت شرقی آن که از سر سنگ جدا می شود 15 متر است.
مصالح سنگی به کار رفته در بنای قلعه مارکوه را از بستر صخرهای قلعه و اطراف آن برداشته اند.
سنگ های به کار رفته در ساخت بنا در ابعاد 10 تا 40 سانتیمتر و به صورت لاشه سنگ بوده است. در چیدمان دیوارهای بیرونی تکه سنگهای بزرگ و صخره ای نیز استفاده شده است.
ملات به کار رفته در دیواره اصلی، برج و بارو و فضاهای معماری در ابتدا گچ نیمکوب بوده که در دوره های بعدی برای پر کردن لابهلای سنگها غوره گل نیز به کار رفته است.
همچنین در ساخت فضاهای معماری داخل قلعه علاوه بر لاشه سنگ، از آجرهایی در ابعاد 37×37 سانتیمتر بهره گرفتهاند. این قلعه در سالهای 80 تا 83 مورد مرمت قرار گرفت ولی پوشش گیاهی، رطوبت زیاد جنگل، ریشههای درختچهها و سرمای محیطی زیاد ترکهای عمیقی در قلعه ایجاد کرده است.
قسمتهای تخریب شده دیوار بیرونی قلعه را با استفاده از سنگ لاشه و ملات سیمان بازسازی کردهاند.
علت نام گذاری مارکوه
کوهی که امروز مارکوه مینامیم در منابع تاریخی نامهای دیگری هم داشته است؛ نامهایی مانند سعادت کوه، مبارک کوه، قلاچکوه و سفالین کوه.
قلعه را نیز گاهی اُزبلو نامیدهاند. ملگنوف جهانگرد روسی در سفرنامه اش اشاره کرده است که به آنجا قلعه-کوه میگویند.
اما این مکان زیبا را امروز همه به نام قلعه مارکوه میشناسند و علت این نامگذاری به طور قطعی مشخص نیست.
برخی بر این باورند که به سبب وجود مارهای زیاد آنجا را مارکوه مینامند؛ اما این گمانه چندان درست به نظر نمیرسد زیرا در لهجه گیلکی برای مار کلمات دیگری وجود دارد و مار با این معنی به کار نمیرود.
گروهی حدس زدهاند که در زمانهای قدیم اموال زیادی برای ایمنی از دستبرد دزدان و غارتگران در گوشه و کنار قلعه در دل خاک پنهان شده و بعدها به مالکوه مشهور شد و بر اثر مرور زمان به تدریج مارکوه خوانده شد.
نظر دیگر این است که مارکوه منسوب به مار است و مار مترادف با مارد و آمارد و مَرد است.
ماردها به مردمی میگفتند که پیش از ورود آریاییها در تنکابن امروزی و حوالی آن سکونت داشتند.
بنا به نوشته حدودالعالم “مَرد” نام یکی از نواحی دهگانه جلگه ساحلی دیلم بوده است که به ظاهر در محدوده شهرستان رامسر واقع شده بود.
از میان این گمانهها به نظر میرسد که مارکوه یعنی کوهی که متعلق به مارها (آماردها،ماردها،مردها) است.
اهالی بومی در تلفظ عامیانه به آن مارکو بدون (ها) و مَرکو میگویند.
چه طور بازدیدی مفرح از مارکوه داشته باشیم؟
صبح زود یا چند ساعتی پیش از غروب راهی مارکوه شوید و نیمی از روز را برای این گشت و گذار در طبیعت درنظر بگیرید تا سر فرصت و با آرامش جادهها را بپیمایید.
کفش و لباستان را متناسب با آب و هوا و بارندگی انتخاب کنید؛ اما در مجموع بازدید از این جاذبه نیاز به تجهیزات و کفش بخصوصی ندارد و یک کفش راحت پیادهروی شما را تا بالای قلعه میبرد.
1- عکاسی و تماشای منظره از فراز بام رامسر
مهمترین تفریح در بازدید از مارکوه عکس گرفتن با منظره متفاوت و تکرارنشدنی این قلعه است.
بازدیدکنندگان به نوبت روی برج جنوبشرقی یا جنوبغربی میایستند و با منظرهای وسیع که تمام دشت رامسر و تنکابن را زیر پا دارد و دریا در افق آن قرار گرفته است عکس میگیرند.
پیشنهاد ما این است که به ایستادن روی حصار و برجها بسنده نکنید؛ با احتیاط و بدون آسیب زدن به طبیعتِ زیبای منطقه، حوالی قلعه را دور بزنید و زاویههایی متفاوت برای عکاسی پیدا کنید.
عکس گرفتن در مسیر رسیدن به قلعه نیز نمیگذارد احساس خستگی کنید؛ اما حواستان باشد مزاحم عبور دیگران نشوید.
2- پیادهروی سبک و قدم زدن در باغها و دامنههای مارکوه
بعضی ها وقتی قرار باشد از جایی بازدید کنند سرشان را پایین میاندازند و به سرعت مسیر را میپیمایند تا به مقصد مورد نظر برسند.
مارکوه از آن مقصدها نیست که بخواهید به سرعت به آن برسید. قدمزنان پله ها را بپیمایید، به زیبایی باغهای اطرافتان توجه کنید و هوای خوش شمال را عمیق نفس بکشید. برای پیمودن همین پله ها یکی دو ساعت یا بیشتر را در نظر بگیرید.
به قلعه که رسیدید از برجها و حصارها بازدید کنید و اگر لابهلای عکاسیِ بازدیدکنندگان، فرصتی پیش آمد دقایقی را بر فراز برج بنشینید و از چشم انداز وسیع لذت ببرید.
سپس به محوطه اطراف سر بزنید و در میان دامنه زیبای مارکوه بگردید. تماشای منظره طلوع و غروب خورشید بر بالای برجها از یاد نرفتنی خواهد شد.
3- اجرای حرکات یوگا رو به دریا و کسب آرامش در بلندترین نقطه مارکوه
کوهستان همیشه ما را به آرامش فرا میخواند و از دیرباز مکانی برای نیایش انسان بوده است.
شاید چون احساس میکنیم از آنجا به آسمان نزدیکتر هستیم و یا شاید چون از بلندیها، گستردگی زمین و همه جاندارانش بهتر به چشممان میآید.
اگر زمانهای خلوت مانند ابتدای صبح یا روزهای میانی هفته را برای بازدید انتخاب کرده باشید فراز برج قلعه مارکوه جایی است که میتوانید نیم ساعتی در آن بر طبیعت تمرکز کنید، نوازش باد را بر پوست و موهایتان حس کنید، دل به صدای پرندگان بدهید و خودتان را به انرژی مثبت طبیعت بسپارید.
انجام حرکات یوگا برای آنها که اهل این ورزش هستند میتواند تجربهای فراموش نشدنی رقم بزند زیرا دریا روبهروی شماست و زمینِ سبز و سخاوتمند جلگه شمال دامنش را زیر پایتان گسترده است.